در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مواردی که یک هدف یا مقصود مورد نظر محقق نمیشود؛ نتایج ناموفق.
Instances of not achieving a desired aim or purpose; unsuccessful outcomes.
«پروژه قبل از موفقیت نهایی با شکستهای متعددی روبرو شد.»
“The project faced numerous failures before it finally succeeded.”
«شکستهای اولیه او درسهای ارزشمندی به او آموخت.»
“His early failures taught him valuable lessons.”
روزمره. معمولاً به مانع موقتی اشاره دارد که قابل رفع است، نه شکست کامل. 'با وجود برخی کاستی ها، پروژه را تمام کردند' درست است، اما 'شغل او پر از کاستی بود و هرگز بهبود نیافت' کمتر طبیعی به نظر می رسد تا 'شکست ها'.
Everyday. Often implies a temporary obstacle that can be overcome rather than a complete collapse. 'Despite some setbacks, they finished the project.' works, but 'Her career was full of setbacks and she never recovered' sounds less natural than 'failures'.
غیررسمی. عمدتاً برای پروژهها، اجراها یا محصولاتی استفاده میشود که به طرز چشمگیری ناموفق هستند. 'فیلم کاملاً گند زد' درست است، اما 'گند زدن های شخصی او منجر به طلاقش شد' عجیب به نظر می رسد.
Informal. Primarily used for projects, performances, or products that are spectacularly unsuccessful. 'The movie was a total flop.' works, but 'His personal flops led to his divorce' sounds odd.