flops

/flɒps/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): floppedpast participle (مفعولی): flopped-ing (حال): flopping3rd (سوم): flops

فعل — می‌افتد

می‌افتدبی‌دقت حرکت می‌کند

شکل سوم شخص مفرد فعل «سقوط کردن» یا «با حرکت ناگهانی و بی‌دقت حرکت کردن».

Third-person singular present of 'flop', meaning to fall, drop, or move clumsily or with a sudden movement.

«ماهی روی عرشه پرت و لو می‌خورد.»

The fish flops on the deck.

«او بعد از کار روی مبل ولو می‌شود.»

He flops onto the sofa after work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fallsمی‌افتد

روزمره. هنگام اشاره به افتادن ناگهانی قابل جایگزینی است.

Everyday. Interchangeable when referring to dropping or falling suddenly.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): flops

اسم — شکست

شکستاتفاق بد

شکست یا چیزی که موفق نبوده است، معمولاً درباره رویداد یا محصول گفته می‌شود.

A failure or something that is unsuccessful, often referring to an event or product.

«فیلم در گیشه شکست خورد.»

The movie was a flop at the box office.

«طرح او کاملاً شکست خورد.»

His plan was a complete flop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failureشکست

روزمره. هنگام اشاره به عدم موفقیت قابل جایگزینی است.

Everyday. Interchangeable when referring to lack of success.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000