flopped

/flɒpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): floppedpast participle (مفعولی): flopped-ing (حال): flopping3rd (سوم): flops

فعل — شکست خوردن

شکست خوردنافتادن

'flop' به معنی شکست کامل خوردن یا افتادن سنگین، صورت گذشته آن.

Past tense of 'flop'; to fail completely or fall down heavily.

«فیلم در گیشه شکست خورد.»

The movie flopped at the box office.

«بعد از کار سنگین روی مبل افتاد.»

He flopped onto the sofa after work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failedشکست خورد

رایج. وقتی منظور شکست است جایگزین می‌شود اما حس افتادن فیزیکی را ندارد.

Common. Can replace 'flopped' when meaning failure, but lacks the sense of physical falling.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000