floors

/flɔːrz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): floors

اسم — طبقات

طبقاتکف

جمع floor؛ طبقات یا سطوح مختلف ساختمان.

Plural of floor: levels of a building.

«این ساختمان ده طبقه دارد.»

The building has ten floors.

«او در طبقه سوم زندگی می‌کند.»

He lives on the third floor.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): flooredpast participle (مفعولی): floored-ing (حال): flooring3rd (سوم): floors

فعل — از پا در آوردن

از پا در آوردنشگفت‌زده کردن

شخص سوم مفرد زمان حال فعل 'از زمین انداختن' یا متحیر کردن کسی.

Third person singular present of 'floor': to knock someone down or overwhelm them.

«بوکسور حریفش را در راند اول از پا در می‌آورد.»

The boxer floors his opponent in the first round.

«خبر مرا کاملا متحیر کرد.»

The news floored me completely.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000