failing

fail·ing/ˈfeɪlɪŋ/
failناتوانی، شکست خوردن-ingعمل یا حالت یا حالت استمرار
noun (اسم)commonplural (جمع): failings

اسم — نقص

نقصکاستیضعف

نقطه ضعف یا نقص در یک شخص یا چیز.

A weakness or fault in a person or thing.

«بزرگ‌ترین نقطه ضعف او بی‌صبری است.»

His biggest failing is impatience.

«باید ضعف‌هایمان را قبول کنیم و بهتر شویم.»

We must accept our failings and improve.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flawعیب

اغلب برای توصیف نقص یا عیب کوچک به کار می‌رود.

Often used to describe a small fault or imperfection.

defectنقص

اصطلاح رسمی که برای نقص در اشیاء یا رفتار به کار می‌رود.

Formal term often used for faults in objects or behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000