fail to pay

/feɪl tuː peɪ/
failto not succeedtoinfinitive markerpayto give money
phrase (عبارت)common

عبارت — پرداخت نکردن

پرداخت نکردننپرداختن

نپرداختن پولی که موعد آن رسیده است.

To not give money owed by a deadline.

«او اجاره‌خانه را به موقع پرداخت نکرد.»

He failed to pay his rent on time.

«بسیاری از مشتریان صورتحساب‌هایشان را پرداخت نمی‌کنند.»

Many customers fail to pay their bills.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000