در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع fagot؛ دستهای از چوب یا شاخه برای سوخت یا بستن
plural of fagot; a bundle of sticks or twigs used for fuel or binding
«او دستههای چوب را به سمت آتش حمل کرد.»
“He carried fagots to the fire.”
«پشتههای چوب برای زمستان جمعآوری شدند.»
“Fagots were gathered for the winter.”
رایج. اصطلاح کلی برای چیزهای گروهبندی شده؛ برای دسته چوبها نیز استفاده میشود.
Common. General term for grouped things; used for bundles of sticks as well.