fagged

/fæɡd/
adjective (صفت)informal

صفت — خسته

خستهفرسوده

خسته یا بسیار خواب‌آلود و بی‌انرژی.

Exhausted or very tired.

«بعد از کوه‌پیمایی کاملاً خسته شدم.»

After the hike, I felt completely fagged.

«او بعد از روز طولانی خسته به نظر می‌رسید.»

She looked fagged after the long day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhaustedخسته

روزمره. هم‌معنی خستگی با fagged است.

Everyday. Synonymous with 'fagged' in meaning tiredness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000