در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع faff؛ کارهای بیفایده و وقتگیر
plural of faff; unnecessary or time-wasting actions
«تمام کارهای بیفایده را متوقف کن و شروع به کار کن.»
“Stop all the faffs and get to work.”
«در جلسه کارهای بیمعنی زیادی بود.»
“There were many faffs during the meeting.”
رایج. به معطلیها یا آهسته شدنها اشاره دارد؛ مرتبط ولی دقیقاً برابر نیست.
Common. Refers to postponements or slowdowns; related but not identical.