wakes

/weɪks/
waketo stop sleeping-sthird person singular or plural form
verb (فعل)commonpast (گذشته): wokepast participle (مفعولی): woken-ing (حال): waking3rd (سوم): wakes

فعل — بیدار شدن

بیدار شدنهوشیار شدن

خواب خود را به پایان رساندن و بیدار شدن.

To stop sleeping; to become alert after sleep.

«او هر روز ساعت ۶ صبح بیدار می‌شود.»

She wakes at 6 a.m. every day.

«ناگهان از یک خواب بد بیدار شدم.»

I woke suddenly from a bad dream.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awakenبیدار شدن

رسمی. بیشتر در متون ادبی کاربرد دارد. وقتی منظور پایان خواب باشد، جایگزین wake است.

Formal. Used especially in literary contexts. Interchangeable with 'wake' when referring to stopping sleep.

ariseبرخواستن

رسمی. بیشتر به معنای برخاستن از تخت است و دقیقاً همان بیدار شدن نیست ولی مرتبط است.

Formal. Refers to getting up from bed; not exactly the same as just waking up but can overlap.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000