wake

/weɪk/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): wokepast participle (مفعولی): woken-ing (حال): waking3rd (سوم): wakes

فعل — بیدار شدن

بیدار شدنبیدار کردن

بیدار شدن از خواب؛ هشیار شدن.

To cease to sleep; to become awake.

«من معمولاً ساعت ۶ صبح بیدار می‌شوم.»

I usually wake up at 6 AM.

«صدای بلند کودک را بیدار کرد.»

The loud noise woke the baby.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awakenبیدار کردن

رسمی/ادبی. در بیشتر موارد برای هر دو کاربرد متعدی و لازم قابل جایگزینی با 'wake' است، اما 'awaken' حسی کمی شاعرانه‌تر یا عمیق‌تر دارد. 'I awakened to a new reality' درست است، اما 'I awakened up early' کمتر طبیعی به نظر می‌رسد تا 'woke up early'.

Formal/literary. Interchangeable with 'wake' in most contexts for both transitive and intransitive uses, but 'awaken' has a slightly more poetic or profound feel. 'I awakened to a new reality' works, 'I awakened up early' sounds less natural than 'woke up early'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): wakes

اسم — رد قایق

رد قایقاثر موج

اثر موج یا کف آبی که یک قایق یا شیء دیگر در حال حرکت روی آب از خود به جا می‌گذارد.

The trail left by a boat or other object moving through water.

«قایق موتوری رد موج بلندی پشت سر خود به جا گذاشت.»

The speedboat left a long wake behind it.

«ما تماشا کردیم که چگونه با دور شدن کشتی، رد موج گسترش یافت.»

We watched the wake expand as the ship moved away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trailرد

عمومی. 'Trail' یک اصطلاح گسترده‌تر برای هر علامت یا مسیری است که باقی می‌ماند، نه فقط در آب. در صورتی که بستر آب صریح باشد، می‌توان از آن به جای 'wake' استفاده کرد. 'The trail of the boat' قابل قبول است، اما 'wake' برای آب خاص‌تر است.

General. 'Trail' is a broader term for any mark or path left behind, not just in water. Can be used for 'wake' if the context of water is explicit. 'The trail of the boat' is acceptable, but 'wake' is more specific for water.

3noun (اسم)commonplural (جمع): wakes

اسم — شب‌نشینی (بر سر جنازه)

شب‌نشینی (بر سر جنازه)مراسم تدفین

مراسم نگهبانی یا بیداری شبانه، به خصوص بر سر جنازه قبل از دفن.

A vigil or watch kept, especially over a dead body before burial.

«آنها مراسم شب‌نشینی برای او در کلیسا برگزار کردند.»

They held a wake for him at the church.

«مراسم شب‌نشینی به دوستان و خانواده اجازه داد تا خداحافظی کنند.»

The wake allowed friends and family to say goodbye.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vigilشب‌زنده‌داری

رسمی/ادبی. 'Vigil' به دوره‌ای از بیداری در زمان خواب عادی اشاره دارد، به خصوص برای دعا یا نگهبانی. در مواردی که صحبت از نگهبانی از متوفی است، می‌تواند جایگزین 'wake' شود، اما 'wake' بیشتر به جمع شدن افراد اشاره دارد. 'A death vigil' مشابه است، اما 'wake' تعاملات اجتماعی بیشتری را شامل می‌شود.

Formal/literary. 'Vigil' refers to a period of keeping awake during the time usually spent asleep, especially to pray or keep watch. It can sometimes replace 'wake' when the context is specifically about keeping watch over a deceased person, but 'wake' is more specific to the social gathering. 'A death vigil' is similar, but 'a wake' implies more social interaction.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000