wake up early

wake up ear·ly/weɪk ʌp ˈɜːrli/
1phrase (عبارت)common

عبارت — زود بیدار شدن

زود بیدار شدنسحرخیز بودن

در ساعت اولیه صبح از خواب بیدار شدن.

To stop sleeping at an early hour of the morning.

«من دوست دارم زود بیدار شوم تا از صبح آرام لذت ببرم.»

I like to wake up early to enjoy the quiet morning.

«او تصمیم گرفت زود بیدار شود تا برای دویدن برود.»

He decided to wake up early to go for a run.

2phrase (عبارت)common

عبارت — زود شروع کردن

زود شروع کردنپیش‌دستی کردن

شروع کردن یک کار یا فعالیت در مرحله‌ای زودهنگام، و به خود یک شروع زودهنگام دادن.

To start a task or activity at an early stage, giving oneself a head start.

«اگر می‌خواهیم از ترافیک دوری کنیم، باید زود بیدار شویم و حرکت کنیم.»

If we want to avoid traffic, we should wake up early and leave.

«تیم تصمیم گرفت زودتر کار کدنویسی را شروع کند تا به مهلت مقرر برسد.»

The team decided to wake up early on the coding to meet the deadline.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000