1noun (اسم)commonplural (جمع): drills
اسم — دریل
دریل
ابزاری برای ایجاد سوراخ با چرخاندن مته
Tools used for making holes by rotating a bit
«کارگر برای تعمیر دیوار از دریل استفاده کرد.»
“The worker used drills to fix the wall.”
«دریلها در چوب یا فلز سوراخ ایجاد میکنند.»
“Drills make holes in wood or metal.”
2verb (فعل)commonpast (گذشته): drilledpast participle (مفعولی): drilled-ing (حال): drilling3rd (سوم): drills
فعل — سوراخ کردن
سوراخ کردن
سوراخ کردن با چرخاندن دریل یا ابزار مشابه
To make holes by turning a drill or similar tool
«او در چوب سوراخ میکند.»
“He drills holes in the wood.”
«مهارت در سوراخکاری برای ساختوساز دارد.»
“Drills skillfully for the construction.”
تفاوت با واژههای مشابه
bore— سوراخ کردن
متداول. معنای مشابه، بهخصوص فنی یا رسمی.
Common. Similar meaning, especially technical or formal.