bore

/bɔːr/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): boredpast participle (مفعولی): bored-ing (حال): boring3rd (سوم): bores

فعل — کسل کردن

کسل کردنخسته کردن

کسی را به دلیل کسالت یا تکرار خسته، بی‌علاقه یا ناراحت کردن.

To make someone feel tired, uninterested, or annoyed because of dullness or repetition.

«سخنرانی طولانی دانش‌آموزان را کسل کرد.»

The long lecture bored the students.

«من را با جزئیات خسته نکن.»

Don't bore me with the details.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tediousخسته‌کننده

به عنوان صفت استفاده می‌شود و چیزی را توصیف می‌کند که باعث کسل شدن است، جایگزین فعل نیست.

Used as adjective. Describes something causing boredom, not interchangeable as verb.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): bores

اسم — کسل‌کننده

کسل‌کنندهچیز خسته‌کننده

یک شخص یا چیز کسل‌کننده و بی‌علاقه؛ منبع احساس خستگی.

A dull or uninteresting person or thing; a source of boredom.

«او در مهمانی‌ها خیلی کسل‌کننده است.»

He's such a bore at parties.

«فیلم از ابتدا تا انتها کسل‌کننده بود.»

The movie was a bore from start to end.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000