در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل رانندگی یا مناسب برای عبور وسیله نقلیه.
Capable of being driven on or by a vehicle.
«جاده گلآلود بود ولی هنوز قابل رانندگی بود.»
“The road was muddy but still drivable.”
«قبل از سفر مطمئن شو ماشینات قابل رانندگی است.»
“Make sure your car is drivable before the trip.”
رایج. اغلب برای جادههای مناسب رانندگی بهکار میرود؛ گاهی کیفیت پایینتر دارد.
Common. Often used to describe roads suitable for driving, sometimes less good quality.