drop in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/drɑp ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سر زدن

سر زدنیک سر رفتن

برای دیداری کوتاه و بی‌تکلف به دیدن کسی یا جایی رفتن است.

To visit someone or a place briefly and casually.

«هر وقت نزدیک بودی یک سر بزن.»

Drop in whenever you are nearby.

«او بعد از کار یک سر آمد.»

She dropped in after work.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — اضافه کردن

اضافه کردنمیان حرف آوردن

چیزی، به‌ویژه نظری کوتاه، را به گفت‌وگو یا متن اضافه کردن است.

To add something, especially a short comment, into a conversation or text.

«او وسط صحبت یک شوخی اضافه کرد.»

He dropped in a joke during the talk.

«او یک نکتهٔ مفید هم اضافه کرد.»

She dropped in a useful detail.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000