ducks

/dʌks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ducks

اسم — اردک‌ها

اردک‌هامرغابی‌ها

جمع duck؛ پرنده‌های آبزی با منقار پهن و پاهای پرده‌دار.

Plural of duck; water birds with broad flat bills and webbed feet.

«اردک‌ها آرام روی برکه شنا کردند.»

The ducks swam quietly on the pond.

«ما به اردک‌ها در پارک غذا دادیم.»

We fed the ducks at the park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
waterfowlپرنده آبزی

رسمی. دسته بزرگ‌تر شامل اردک، قو، غاز.

Formal. Larger category including ducks, swans, geese.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): duckedpast participle (مفعولی): ducked-ing (حال): ducking3rd (سوم): ducks

فعل — خم شدن

خم شدنسر خم کردن

سر یا بدن را سریع پایین آوردن برای جلوگیری از ضربه یا دیده نشدن.

To lower the head or body quickly to avoid a blow or so as not to be seen.

«او خم شد تا از توپ در حال پرواز جلوگیری کند.»

He ducked to avoid the flying ball.

«او سریع پشت دیوار خم شد.»

She ducked behind the wall quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000