فعل — کند
زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'dig' به معنای خرد کردن، برگرداندن یا برداشتن خاک با ابزار یا دست.
The past tense and past participle of 'dig', meaning to break up, turn over, or remove earth with a tool or hands.
«آنها یک چاله عمیق در باغ کندند.»
“They dug a deep hole in the garden.”
«سگ استخوانش را از زیر خاک بیرون آورد.»
“The dog dug up its bone.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. ایجاد سوراخ یا کانال با برداشتن خاک. "باستانشناسان سایت باستانی را کاوش کردند" درست است. 'Excavated' به حفاری عمدیتر و اغلب در مقیاس بزرگ برای یک هدف خاص (باستانشناسی، ساخت و ساز) اشاره دارد.
Formal/technical. To make a hole or channel by removing earth. 'Archaeologists excavated the ancient site' works. 'Excavated' implies a more deliberate and often large-scale digging for a specific purpose (archaeology, construction).
فنی. کندن یک گودال یا خندق بلند و باریک. "سربازان در میدان جنگ خندق کندند" درست است، اما بسیار خاص به کندن خندق است.
Technical. To dig a long, narrow ditch or trench. 'Soldiers trenched the battlefield' works, but it's very specific to digging trenches.
متضادها
صفت — کندهشده
که با کندن یا حفاری ایجاد شده است.
Formed by digging.
«ما در یک پناهگاه کندهشده اردو زدیم.»
“We camped in a dug shelter.”
«چاه حفرشده آب تازه تأمین میکرد.»
“The dug well provided fresh water.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. بسیار شبیه به 'dug' اما اغلب در بافتهای علمی یا رسمیتر، به ویژه برای مکانهای باستانشناسی، استفاده میشود. "ویرانههای حفاری شده" درست است، و با 'dug-out ruins' قابل جایگزینی است.
Formal/technical. Very similar to 'dug' but often used in more scientific or formal contexts, especially for archaeological sites. 'The excavated ruins' works, interchangeable with 'dug-out ruins'.