در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک مجلس قانونگذاری در روسیه، به ویژه مجلس سفلای مجلس فدرال.
A legislative assembly in Russia, especially the lower house of the Federal Assembly.
«دومای روسیه قانون جدیدی درباره مالیات تصویب کرد.»
“The Russian Duma passed a new law on taxation.”
«انتخابات مجلس دومای دولتی به طور منظم برگزار میشود.»
“Elections for the State Duma are held regularly.”
(تاریخی) یک شورای مشورتی در روسیه قرون وسطی.
(Historical) An advisory council in medieval Russia.
«بویار دوما (شورای بویارها) قدرت قابل توجهی در این شاهزادهنشین داشت.»
“The boyar duma held significant power in the principality.”
«تصمیمات اغلب پس از مشورت با دوما گرفته میشد.»
“Decisions were often made after consulting the duma.”
رایج. اصطلاحی کلی برای عالیترین نهاد قانونگذاری در یک کشور. 'پارلمان' یک اصطلاح گسترده است که 'دوما' به عنوان نوع خاصی از پارلمان در روسیه در آن جای میگیرد.
Common. A general term for the highest legislative body in a country. 'Parliament' is a broad term that 'Duma' falls under as a specific type of parliament in Russia.
رایج. یک جلسه رسمی یا یک نهاد قانونگذاری، اغلب برای ایالات متحده استفاده میشود. 'کنگره' از نظر عملکرد قانونگذاری شبیه 'پارلمان' است اما معمولاً به سیستم ایالات متحده اشاره دارد، در حالی که 'دوما' روسی است.
Common. A formal meeting or a legislative body, often used for the US. 'Congress' is similar to 'parliament' in its legislative function but usually refers to the US system, while 'Duma' is Russian.
رایج. گروهی از افراد که برای مشاوره، وضع قوانین یا مدیریت چیزی انتخاب میشوند. 'شورا' یک اصطلاح کلی است؛ 'دوما' در این مفهوم تاریخی به نوع خاصی از شورا اشاره دارد.
Common. A group of people chosen to give advice, make rules, or manage something. 'Council' is a general term; 'Duma' in this historical sense refers to a specific type of council.