dutiable

du·ti·a·ble/ˈduːtiəbl/
dutytax or obligation-ablecapable of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more dutiablesuperlative (عالی): most dutiable

صفت — مشمول مالیات

مشمول مالیاتمشمول عوارض

مشمول مالیات گمرکی یا عوارض.

Subject to customs duty or tax.

«این کالاها هنگام واردات مشمول مالیات هستند.»

These goods are dutiable when imported.

«ارسال برای بازرسی مشمول مالیات توقیف شد.»

The shipment was held for dutiable inspection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
taxableمشمول مالیات

اصطلاح رایج قانونی؛ در زمینه مالیات با dutiable قابل تعویض است.

Common legal term; interchangeable with dutiable in tax contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000