taxable

tax·a·ble/ˈtæksəbəl/
taxa compulsory contribution to state revenue-ablecapable of / subject to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more taxablesuperlative (عالی): most taxable

صفت — مشمول مالیات

مشمول مالیاتقابل مالیات‌بندی

مشمول مالیات؛ قابل ارزیابی برای مالیات.

Subject to taxation; liable to be assessed for tax.

«درآمد او کاملاً مشمول مالیات است.»

His income is fully taxable.

«همه اشکال سرمایه‌گذاری مشمول مالیات نیستند.»

Not all forms of investment are taxable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dutiableمشمول عوارض

رسمی/فنی. به طور خاص به کالاها یا اقلامی اطلاق می‌شود که باید عوارض گمرکی برای آنها پرداخت شود، اغلب در تجارت بین‌المللی. این یک زیرمجموعه از مشمول مالیات است، اما خاص‌تر. «کالاهای مشمول عوارض باید در گمرک اظهار شوند» درست است، اما نمی‌توان گفت «درآمد مشمول عوارض».

Formal/Technical. Refers specifically to goods or items on which customs duty must be paid, often in international trade. It's a subset of taxable, but more specific. 'Dutiable goods must be declared at customs' works, but you wouldn't say 'dutiable income'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000