در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مشمول مالیات؛ قابل ارزیابی برای مالیات.
Subject to taxation; liable to be assessed for tax.
«درآمد او کاملاً مشمول مالیات است.»
“His income is fully taxable.”
«همه اشکال سرمایهگذاری مشمول مالیات نیستند.»
“Not all forms of investment are taxable.”
رسمی/فنی. به طور خاص به کالاها یا اقلامی اطلاق میشود که باید عوارض گمرکی برای آنها پرداخت شود، اغلب در تجارت بینالمللی. این یک زیرمجموعه از مشمول مالیات است، اما خاصتر. «کالاهای مشمول عوارض باید در گمرک اظهار شوند» درست است، اما نمیتوان گفت «درآمد مشمول عوارض».
Formal/Technical. Refers specifically to goods or items on which customs duty must be paid, often in international trade. It's a subset of taxable, but more specific. 'Dutiable goods must be declared at customs' works, but you wouldn't say 'dutiable income'.