در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تجملنمایی اما ارزان و بدکیفیت؛ زرق و برقدار و بیارزش.
Showy but cheap and of poor quality; gaudy.
«او لباس زرق و برقداری به مهمانی پوشید.»
“She wore a tawdry dress to the party.”
«فروشگاه سوغاتیهای بیکیفیتی میفروشد.»
“The shop sells tawdry souvenirs.”
متداول. بر تزئینات پرزرق و برق، روشن یا بیمزه تأکید دارد.
Common. Emphasizes loud, bright, or tasteless decoration.