dyslectic

dys·lec·tic/dɪsˈlɛktɪk/
dys-difficultylecticrelated to reading
adjective (صفت)technical

صفت — دیسلکسی

دیسلکسیدارای مشکل خواندن

دارای دیسلکسی؛ مربوط به دشواری در خواندن و نوشتن.

Having dyslexia; relating to difficulty in reading and writing.

«او دانش‌آموزی با دیسلکسی است که نیاز به کمک اضافی دارد.»

He is a dyslectic student who needs extra help.

«کودکان دیسلکسی از روش‌های آموزشی ویژه سود می‌برند.»

Dyslectic children benefit from special teaching methods.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dyslexicدیسلکسی

صفت رایج‌تر برای همین وضعیت.

More common adjective for the same condition.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000