در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای مشکل در خواندن درست به دلیل دیسلکسیا.
Having difficulty reading properly due to dyslexia.
«او دیسلکسیک است ولی سخت کار میکند.»
“He is dyslexic but works hard.”
«معلمان به دانشآموزان دیسلکسیک کمک میکنند.»
“Teachers support dyslexic students.”