در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به درستی یا به طور طبیعی کار نکردن؛ داشتن عملکرد ناقص یا معیوب.
Not operating normally or properly; having impaired function.
«موتور ناسالم نیاز به تعمیر فوری دارد.»
“The dysfunctional engine needs immediate repair.”
«آنها از یک خانواده ناسالم هستند.»
“They come from a dysfunctional family.”
رسمی/خنثی. بیشتر در زمینههای فنی یا مکانیکی استفاده شده و برای توصیف افراد یا خانواده کمتر رایج است. مثلاً 'دستگاه به درستی کار نمیکند' درست است اما 'خانواده ناسالم' رایجتر است تا 'خانواده نادرست کار کننده'.
Neutral/formal. Interchangeable mostly in technical or mechanical contexts—less common for describing people or relationships. For example, 'the machine is malfunctioning' works, but 'dysfunctional family' is more common than 'malfunctioning family'.
رسمی. معمولاً برای تواناییها یا وضعیت سلامتی استفاده میشود. زمانی که کاهش توانایی مدنظر باشد جایگزین خوبی است. مثلاً 'بینایی مختل' درست است اما 'بینایی ناسالم' غیرمعمول است.
Formal. Usually used for functions, abilities, or health conditions. Can replace dysfunctional when focusing on reduced capability. 'Impaired vision' fits but 'dysfunctional vision' is unusual.