each

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/iːtʃ/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null

صفت — هر

هرتک تک

برای اشاره به هر یک از دو یا چند نفر یا چیز، به صورت جداگانه، استفاده می‌شود.

Used to refer to every one of two or more people or things, regarded separately.

«هر دانش‌آموزی جایزه دریافت کرد.»

Each student received a prize.

«آنها دست یکدیگر را فشردند.»

They shook each other's hand.

تفاوت با واژه‌های مشابه
everyهر. روزمره. در معنی مشابه است اما
متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): nullposition (جایگاه): end

قید — برای هر کدام

برای هر کدامنوبتی

برای یا به هر شخص یا شی در یک گروه.

For or to each person or thing in a group.

«سیب‌ها هر کدام پنجاه سنت قیمت دارند.»

The apples cost fifty cents each.

«او به هر کدام یک وظیفه داد.»

He gave them a task each.

تفاوت با واژه‌های مشابه
apieceبرای هر نفر. رسمی. به طور خاص برای اقلامی که بین افراد توزیع می‌شود استفاده می‌شود. مثلاً:
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000