every
ev·ery/ˈevri/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
صفت — هر
هرهمه
برای اشاره به تمام اعضای یک مجموعه یا گروه به کار میرود، معمولاً وقتی تعداد سه یا بیشتر است.
Used to refer to all the individual members of a set or group, usually when the number is three or more.
«هر دانشآموزی باید حضور یابد.»
“Every student must attend.”
«ما هر هفته ملاقات میکنیم.»
“We meet every week.”
تفاوت با واژههای مشابه
each— هر, هر یک. این کلمه روزمره است. 'Each' بر فردیت هر عضو بیشتر از 'every' تأکید میکند. 'Every student passed' (همه دانشآموزان قبول شدند) بر موفقیت جمعی دلالت دارد، در حالی که 'Each student received a certificate' (هر دانشآموزی یک گواهینامه دریافت کرد) بر شناسایی فردی تأکید میکند. آنها اغلب قابل جابجایی هستند اما 'each' میتواند خاصتر باشد و برای تعداد کم نیز به کار رود. این کلمه روزمره است. 'Each' بر فردیت و تکتک بودن هر عضو در یک گروه تاکید میکند، در حالی که 'every' بیشتر به کل گروه به صورت مجموعهای از افراد یا اشیا اشاره دارد. مثلاً: 'Each student has a desk' (هر دانشآموزی یک میز دارد) تاکید بر این است که میزها به صورت جداگانه به هر نفر تعلق دارد. 'Every student has a desk' (هر دانشآموزی یک میز دارد) نیز صحیح است ولی تاکید کمتری بر تفکیک دارد. 'Each' را میتوان برای دو چیز هم استفاده کرد (مثل 'each hand')، اما 'every' برای حداقل سه چیز استفاده میشود. میتوانند در برخی موارد جایگزین هم شوند، اما 'each' انتخاب دقیقتری است وقتی میخواهید به تکتک اعضای یک گروه اشاره کنید.