no

/noʊ/
1adverb (قید)common

قید — خیر

خیرنه

برای رد یا جواب منفی دادن به چیزی استفاده می‌شود.

Used to give a negative response or refuse something

«نه، قهوه نمی‌خواهم.»

No, I don't want any coffee.

«او به دعوت پاسخ منفی داد.»

She said no to the invitation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nayنه

رسمی/قدیمی. فقط در رأی‌گیری رسمی یا متون قدیمی کاربرد دارد.

Formal/archaic. Used mainly in formal votes or old texts; not common in everyday speech.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): nos

اسم — نه

نهرد

کلمه یا پاسخی که مخالفت یا رد را نشان می‌دهد.

A word or answer expressing refusal or denial

«نه او محکم و واضح بود.»

His no was firm and clear.

«صدای قوی نه از طرف تماشاگران به گوش رسید.»

There was a loud no from the audience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refusalرد

رسمی. به رد کردن چیزی به‌صورت کلی اشاره دارد، نه فقط گفتن نه.

Formal. Emphasizes the act of rejecting something rather than simply saying no.

denialانکار

رسمی. بیشتر برای رد ادعا یا بیانیه به کار می‌رود، نه برای رد دعوت یا درخواست.

Formal. Used in contexts of rejecting a claim or statement, less interpersonal refusal.

متضادها
3adjective (صفت)common

صفت — منفی

منفیردی

برای نشان دادن رد یا نفی به کار می‌رود.

Used to indicate refusal or negation

«او پاسخ منفی داد.»

He gave a no answer.

«نتیجه تست منفی بود.»

The test result was no.

تفاوت با واژه‌های مشابه
negativeمنفی

رایج. هم در موقعیت‌های رسمی و غیررسمی به کار می‌رود و در موارد فنی و رسمی جایگزین no می‌شود.

Common. Used in both formal and informal contexts to describe something that expresses denial or refusal, interchangeable with 'no' in technical or formal settings.

متضادها
4interjection (حرف ندا)common

حرف ندا — نه

نه

یک نهیب که برای رد یا انکار به کار می‌رود.

An exclamation to reject or deny something

«نه! تو نمی‌توانی این کار را بکنی.»

No! You can't do that.

«نه، به تو کمک نمی‌کنم.»

No, I won't help you.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uh-uhنه

غیررسمی. عمدتاً برای ردهای غیررسمی در مکالمه به کار می‌رود.

Informal. Used mainly in spoken English for casual refusal; not suitable for formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000