در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برای همیشه؛ برای تمام زمان آینده.
Forever; for all future time.
«او قسم خورد که برای همیشه دوستش داشته باشد.»
“She vowed to love him evermore.”
«این قصه برای همیشه نقل خواهد شد.»
“The tale will be told evermore.”