ear

/ɪər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ears

اسم — گوش

گوش

عضو شنوایی و تعادل در انسان و دیگر مهره‌داران، به ویژه قسمت بیرونی آن.

The organ of hearing and balance in humans and other vertebrates, especially the external part of it.

«او یک جای زخم کوچک پشت گوش چپش دارد.»

She has a small scar behind her left ear.

«او چیزی را در گوش او زمزمه کرد.»

He whispered something into her ear.

2noun (اسم)commonplural (جمع): ears

اسم — خوشه

خوشهسنبله

قسمت دانه‌دار گیاهان غلات مانند ذرت یا گندم.

The seed-bearing part of a cereal plant, such as corn or wheat.

«کشاورزان امسال خوشه‌های زیادی از ذرت برداشت کردند.»

Farmers harvested many ears of corn this season.

«مزرعه گندم پر از خوشه‌های طلایی بود.»

The wheat field was full of golden ears.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cobچوب بلال

خاص. فقط زمانی که به ذرت اشاره دارد، قابل جایگزینی با 'ear' است. 'خوشه ذرت' و 'چوب بلال' هر دو صحیح هستند، اما 'cob' فقط برای ذرت استفاده می‌شود.

Specific. Interchangeable with 'ear' only when referring to corn (maize). 'An ear of corn' and 'a cob of corn' are both correct, but 'cob' is exclusively for corn.

spikeسنبله

فنی/گیاه‌شناسی. زمانی که به گل یا سر دانه برخی گیاهان، به ویژه گندم یا جو، اشاره دارد، قابل جایگزینی با 'ear' است. 'سنبله گندم' درست است، 'خوشه گندم' نیز درست است، اما 'spike' فنی‌تر است.

Technical/botanical. Interchangeable with 'ear' when referring to the flower or seed head of certain plants, especially wheat or barley. 'A spike of wheat' works, 'An ear of wheat' also works, but 'spike' is more technical.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000