ear-piercing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ear-pierc·ing/ˈɪr ˌpɪrsɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more ear-piercingsuperlative (عالی): most ear-piercing

صفت — گوش‌خراش

گوش‌خراشکرکننده

صدایی را توصیف می‌کند که بسیار بلند و آزاردهنده است.

Extremely loud and unpleasant to hear.

«آژیری گوش‌خراش ما را بیدار کرد.»

An ear-piercing alarm woke us.

«کودک جیغی کرکننده کشید.»

The child gave an ear-piercing scream.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000