earshot

ear·shot/ˈɪərˌʃɒt/
earthe organ of hearingshotrange of a projectile
noun (اسم)common

اسم — برد شنوایی

برد شنواییفاصله شنیدن

حدود یا فاصله‌ای که در آن می‌توان چیزی را شنید یا شنیده شد.

The range or distance within which one can hear or be heard.

«صدایت را پایین بیاور، ما در فاصله شنیداری بچه‌ها هستیم.»

Keep your voice down, we're within earshot of the children.

«او زمزمه کرد و مطمئن شد که خارج از فاصله شنیداری است.»

He whispered, making sure he was out of earshot.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000