efforce

ef·force/ɪˈfɔːrs/
ef-towardsforcestrength, power
verb (فعل)archaicpast (گذشته): efforcedpast participle (مفعولی): efforced-ing (حال): efforcing3rd (سوم): efforces

فعل — تلاش کردن

تلاش کردنسعی کردن

به‌کار بردن نیرو یا تلاش زیاد؛ کوشش کردن (قدیمی).

To exert force or effort; to strive or try hard (archaic).

«آنها تلاش زیادی کردند تا اهدافشان را برسند.»

They did efforce to achieve their goals.

«او تمام نیرویش را در نبرد به کار برد.»

He efforced all his strength in battle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
striveکوشش کردن

متداول. معنای مشابه اما efforce قدیمی و کم‌استفاده است.

Common. Similar meaning but efforce is archaic and rarely used.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000