egg

/ɛɡ/
noun (اسم)commonplural (جمع): eggs

اسم — تخم مرغ

تخم مرغشانه مرغ

یک جسم بیضی شکل با پوسته سخت که پرنده ماده می‌گذارد و جنین در آن رشد می‌کند.

A hard-shelled oval object laid by female birds containing the developing embryo.

«او برای صبحانه تخم مرغ آب پز درست کرد.»

She cooked a boiled egg for breakfast.

«مرغ امروز سه تخم گذاشت.»

The hen laid three eggs today.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ovumزرده تخم

اصطلاح رسمی/فنی برای سلول تولید مثلی داخل تخم، معمولاً در زیست‌شناسی به کار می‌رود.

Formal/technical term for the reproductive cell inside the egg, usually used in biology.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000