effulgence

ef·ful·gence/ɪˈfʌldʒəns/
ef-out, forthfulgshine-encestate or quality
noun (اسم)formal

اسم — درخشش

درخششتابناکی

درخشندگی بسیار زیاد یا تابش نور روشن.

Brilliant radiance or shining forth of light.

«درخشش خورشید طلوع کوهنوردان را شگفت‌زده کرد.»

The effulgence of the sunrise awed the hikers.

«تابناکی از لوستر کریستالی ساطع می‌شد.»

Effulgence radiated from the crystal chandelier.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brightnessروشنایی

متداول. به شدت نور اشاره دارد، شبیه به effulgence.

Common. Refers to light intensity, similar to effulgence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000