اسم — تلاشها
شکل جمع کلمه «effort»، به معنای تلاشها یا کوششهای پرانرژی یا قاطعانه.
The plural form of 'effort', referring to vigorous or determined attempts or exertions.
«تلاشهای ترکیبی آنها به موفقیت منجر شد.»
“Their combined efforts led to success.”
«او از تلاشهای او برای کمک قدردانی کرد.»
“He appreciated her efforts to help.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. شبیه «تلاشها» اما اغلب به معنای یک کار طولانیتر، پایدارتر یا مهمتر است. «مساعی علمی» خوب است، اما «او برای بلند کردن جعبه مساعی زیادی کرد» کمی اغراق آمیز به نظر میرسد.
Formal/Literary. Similar to 'efforts' but often implies a more sustained, long-term, or significant undertaking. 'Scientific endeavors' works well, but 'He made great endeavors to lift the box' sounds a bit over-the-top.
رایج. قابل تعویض هستند، اما «اقدامات» گاهی اوقات معنای ضمنی شکست احتمالی یا آزمایشی را دارد، در حالی که «تلاشها» اغلب بر انرژی صرف شده تأکید میکند. «اقدامات آنها برای حل مشکل شکست خورد» درست است، «تلاشهای آنها برای حل مشکل شکست خورد» نیز درست است اما به معنای کار بیشتری است که انجام شده است.
Common. Can be interchangeable, but 'attempts' sometimes carries a connotation of potential failure or a trial, whereas 'efforts' often emphasizes the energy expended. 'Their attempts to solve the problem failed' works, 'Their efforts to solve the problem failed' also works but implies more work was put in.