endeavors

en·deav·ors/ɪnˈdɛvərz/
noun (اسم)commonplural (جمع): endeavors

اسم — تلاش‌ها

تلاش‌هاسعی‌ها

تلاش جدی برای رسیدن به هدف

serious effort to achieve a goal

«تلاش‌هایشان به موفقیت انجامید.»

Their endeavors led to success.

«ما تلاش‌های علمی او را تحسین کردیم.»

We admired his scientific endeavors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
effortsتلاش‌ها

معمولی. تقریباً در تمام زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in most contexts.

attemptsکوشش‌ها

معمولی. روی عمل تلاش تاکید دارد؛ اغلب موفقیت‌آمیز نیست.

Common. Focuses on the act of trying; often less successful.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000