endeared

en·deared/ɪnˈdɪərd/
en-to cause to bedearbeloved or cherished-edpast tense/past participle
adjective (صفت)common

صفت — محبوب شده

محبوب شدهدوست‌داشتنی

دوست‌داشتنی یا محبوب به خاطر خصوصیات یا رفتارها

Loved or liked because of qualities or actions

«او خود را برای جامعه دوست‌داشتنی کرد.»

She endeared herself to the community.

«مهربانی‌اش او را نزد بسیاری محبوب کرده است.»

His kindness has endeared him to many.

تفاوت با واژه‌های مشابه
belovedمحبوب

رسمی. علاقه یا تحسین قوی.

Formal. Strong affection or admiration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000