egocentric

e·go·cen·tric/ˌiːɡoʊˈsɛntrɪk/
ego-selfcentriccentered
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): egocentricersuperlative (عالی): egocentricest

صفت — خودمحور

خودمحورخودبین

فردی که فقط به منافع و نیازهای خودش فکر می‌کند و دیگران را نادیده می‌گیرد.

Considering only your own interests and needs, often ignoring those of others.

«نگرش خودمحورانه‌اش کار تیمی را دشوار کرد.»

His egocentric attitude made teamwork difficult.

«کودکان اغلب در حال رشد رفتار خودمحور از خود نشان می‌دهند.»

Children often show egocentric behavior as they grow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
narcissisticخودشیفته

رسمی/روانشناسی. معنای مشابه ولی بار تأکیدی بر عشق زیاد به خود دارد و معمولا در زمینه‌های بالینی به کار می‌رود.

Formal/psychological. Similar meaning but implies excessive self-love and admiration; used especially in clinical contexts, e.g., 'a narcissistic personality.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000