elbowing

el·bow·ing/ˈɛl.boʊ.ɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): elbowedpast participle (مفعولی): elbowed-ing (حال): elbowing3rd (سوم): elbows

فعل — هل دادن با آرنج

هل دادن با آرنجبا آرنج زدن

با استفاده از آرنج فشار دادن یا هل دادن برای پیشرفت یا ایجاد فضای بیشتر

Pushing or jostling with the elbow to get ahead or create space

«او با آرنج از میان جمعیت عبور می‌کرد تا به جلو برسد.»

He was elbowing through the crowd to reach the front.

«هل دادن با آرنج در ایستگاه‌های شلوغ مترو رایج است.»

Elbowing is common in busy subway stations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nudgingهل دادن

رایج. معنی مشابه ولی nudging با هر قسمت بدن است، elbowing مخصوص آرنج است.

Common. Similar meaning but nudging can be with any body part, elbowing specifically uses the elbow.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000