verb (فعل)commonpast (گذشته): nudgedpast participle (مفعولی): nudged-ing (حال): nudging3rd (سوم): nudges
فعل — هل دادن ملایم
هل دادن ملایمتشویق کردن
به آرامی هل دادن یا به صورت غیرمستقیم کسی را تشویق کردن تا کاری انجام دهد یا توجه کند.
Pushing gently or encouraging someone subtly to take action or pay attention.
«او آرام به او اشاره میکرد تا وارد گفتگو شود.»
“She was nudging him to join the conversation.”
«این کمپین مردم را به بازیافت بیشتر تشویق میکند.»
“The campaign nudges people to recycle more.”
تفاوت با واژههای مشابه
prompting— ترغیب کردن
رایج. به آرامی تشویق به اقدام یا فکر کردن.
Common. Gently encouraging action or thought.