nudging

nudg·ing/ˈnʌdʒɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): nudgedpast participle (مفعولی): nudged-ing (حال): nudging3rd (سوم): nudges

فعل — هل دادن ملایم

هل دادن ملایمتشویق کردن

به آرامی هل دادن یا به صورت غیرمستقیم کسی را تشویق کردن تا کاری انجام دهد یا توجه کند.

Pushing gently or encouraging someone subtly to take action or pay attention.

«او آرام به او اشاره می‌کرد تا وارد گفتگو شود.»

She was nudging him to join the conversation.

«این کمپین مردم را به بازیافت بیشتر تشویق می‌کند.»

The campaign nudges people to recycle more.

تفاوت با واژه‌های مشابه
promptingترغیب کردن

رایج. به آرامی تشویق به اقدام یا فکر کردن.

Common. Gently encouraging action or thought.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000