nudged

/nʌdʒd/
nudgeto push gently
verb (فعل)commonpast (گذشته): nudgedpast participle (مفعولی): nudged-ing (حال): nudging3rd (سوم): nudges

فعل — هل داد

هل دادبا آرنج زد

گذشته فعل nudge؛ به معنای کمی هل دادن کسی برای جلب توجه یا تشویق به انجام کاری.

Past tense of nudge; to push someone gently to attract attention or encourage action.

«او آرنج زد تا به نقاشی نگاه کند.»

She nudged him to look at the painting.

«او دوستش را به آرامی هل داد تا بیدار شود.»

He nudged his friend to wake up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pokedزیر آرنج زدن

غیررسمی. هل دادن آرام و معمولاً بازیگوشانه یا برای جلب توجه.

Informal. Similar gentle push, often playful or attention-getting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000