nudge

/nʌdʒ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): nudgedpast participle (مفعولی): nudged-ing (حال): nudging3rd (سوم): nudges

فعل — لگد زدن

لگد زدنهل دادن آرام

با انگشت یا آرنج به آرامی هل دادن کسی.

To push someone gently with a finger or elbow.

«او برای جلب توجه، به آرامی او را لگد زد.»

She nudged him to get his attention.

«او به پهلوی او لگد زد.»

He nudged her in the ribs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pokeزوبیدن

غیررسمی. ممکن است تیزتر یا سریع‌تر از لگد باشد؛ گاهی بازیگوشانه.

Informal. Can be sharper or quicker than a nudge; sometimes playful.

2noun (اسم)common

اسم — هل آرام

هل آرامتلنگر

هل دادن آرام برای جلب توجه یا تشویق.

A gentle push to draw attention or encourage.

«او یک تلنگر به من داد تا یادآوری کند.»

He gave me a nudge to remind me.

«یک تلنگر ملایم به او کمک کرد تصمیم بگیرد.»

A gentle nudge helped her decide.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pokeزوبیدن

غیررسمی. معنی مشابه اما ممکن است اقدام تیزتری باشد.

Informal. Similar in meaning but may imply sharper action.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000