electrocution

e·lec·tro·cu·tion/ɪˌlɛktrəˈkjuːʃən/
electro-related to electricity-cuteto kill-ionaction or process
noun (اسم)formal

اسم — مرگ ناشی از برق گرفتگی

مرگ ناشی از برق گرفتگیصدمه الکتریکی

مرگ یا آسیب جدی ناشی از شوک الکتریکی.

Death or serious injury caused by electric shock.

«او در محل ساخت و ساز بر اثر برق گرفتگی فوت کرد.»

He died from electrocution at the construction site.

«هنگام کار با سیم‌کشی معیوب، خطر برق گرفتگی وجود دارد.»

Electrocution is a risk when working with faulty wiring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000