encrustation

en·crus·ta·tion/ˌɛnkrʌsˈteɪʃən/
noun (اسم)common

اسم — پوستۀ سخت

پوستۀ سختلایه سخت

لایه یا پوسته سختی که روی سطح چیزی شکل می‌گیرد.

A hard crust or coating formed on the surface of something.

«یک پوسته ضخیم نمک روی لوله‌ها تشکیل شد.»

A thick encrustation of salt formed on the pipes.

«مجسمه با لایه‌ای از خزه پوشیده بود.»

The statue had an encrustation of moss.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coatingپوشش

شایع. اصطلاح عمومی برای لایه‌ای که چیزی را می‌پوشاند.

Common. General term for a layer covering something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000