enforcer

en·for·cer/ɪnˈfɔːrsər/
en-to cause toforcestrength or power-erone who does
noun (اسم)commonplural (جمع): enforcers

اسم — مجری قانون

مجری قانوناجراییضابط

فردی که تضمین می‌کند قوانین یا مقررات رعایت شوند

A person who ensures that laws or rules are obeyed

«پلیس به عنوان مجری قانون در منطقه فعالیت کرد.»

The policeman acted as an enforcer in the area.

«مجریان قوانین را رعایت می‌کنند.»

Enforcers ensure the rules are followed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000