enlisted

en·list·ed/ɪnˈlɪstɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): enlistedpast participle (مفعولی): enlisted-ing (حال): enlisting3rd (سوم): enlists

فعل — نام‌نویسی کرد

نام‌نویسی کردبه خدمت سربازی درآمد

داوطلبانه به نیروهای مسلح پیوستن.

Joined the armed forces voluntarily.

«او سال گذشته به ارتش پیوست.»

He enlisted in the army last year.

«بسیاری از جوانان در زمان جنگ به خدمت سربازی رفتند.»

Many young men enlisted during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
joinedپیوستن

رایج. اصطلاح کلی برای پیوستن است که در زمینه نظامی هم کاربرد دارد.

Common. General term for becoming a member, also fits military context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000