adjective (صفت)common
صفت — اسیر شده
اسیر شدهبه دام افتاده
دچار شدن به دام یا وضعیت سخت و غیرقابل فرار
Caught or confined in a trap or difficult situation
«حیوان در قفس به دام افتاده بود.»
“The animal was entrapped in a cage.”
«آنها از وضعیت مالی خود احساس گرفتار بودن کردند.»
“They felt entrapped by their financial situation.”
تفاوت با واژههای مشابه
trapped— به دام افتاده
رایج. به معنای گرفتار و ناتوان از فرار.
Common. Means caught and unable to escape.