epitome

ep·i·to·me/ɪˈpɪtəmi/
noun (اسم)formalplural (جمع): epitomes

اسم — نمونه کامل

نمونه کاملتجسم

نمونه کامل یا تجسم کیفیت یا نوع خاصی.

A perfect example or embodiment of a particular quality or type.

«او تجسم مهربانی است.»

She is the epitome of kindness.

«آن ساختمان نمونه کامل معماری مدرن است.»

That building is the epitome of modern architecture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
embodimentتجسم

رسمی. تاکید بر نمونه عینی یا قابل مشاهده.

Formal. Emphasizes being a visible or concrete example.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000