در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای کمیت، ارزش یا مقام برابر با چیز دیگری
Having the same quantity, value, or status as something else
«دو به اضافه دو برابر چهار است، پس آنها برابرند.»
“Two plus two equals four, so they are equal.”
«همه مردم باید حقوق برابر داشته باشند.»
“All people should have equal rights.”
برابر بودن از نظر مقدار، عدد یا ارزش با چیز دیگری
To be the same in amount, number, or value as something else
«این امتیاز برابر رکورد سال گذشته است.»
“This score equals last year's record.”
«تلاش او در همه جهات برابر با او است.»
شخص یا چیزی که کیفیت، مقام یا تواناییاش برابر با دیگری است
A person or thing that is the same in quality, status, or ability as another
«او همتراز من از نظر تجربه است.»
“He is my equal in experience.”
«هیچکس نمیتواند همارزش او از نظر استعداد باشد.»
“No one can be her equal in talent.”
رسمی. وقتی به یکسانی کامل اشاره میشود جایگزین 'equal' است، مثلا «نتایج یکسان». برای مقایسه وضعیت یا حقوق کاربرد ندارد.
Formal. Interchangeable with 'equal' when referring to exact sameness in all aspects, e.g. 'identical results.' Not used for comparing status or rights.
رسمی/غیررسمی. تقریبا برابر در معنا و مقدار؛ بیشتر در ریاضی و زمینههای رسمی کاربرد دارد، مثلا «مقادیر معادل». گاهی جایگزین 'equal' میشود اما 'equal' عمومیتر است.
Formal/informal. Close in meaning and value; used often in math and formal contexts, e.g. 'equivalent amounts.' Can sometimes replace 'equal', but 'equal' is more general.
روزمره. میتواند جایگزین 'equal' در زمینههای کمّی باشد، مثلا «مهارتهای او برابر با او است». برای برابری انتزاعی مثل حقوق استفاده نمیشود.
Common. Can replace 'equal' especially in quantifiable contexts, e.g. 'His skills match hers.' Not for abstract equality like rights.
رسمی/متداول. معمولا برای افراد همسن یا همرده استفاده میشود. گاهی میتواند جایگزین 'equal' برای انسان باشد.
Formal/common. Often used for people of the same age or status. Can sometimes replace 'equal' when referring to people.